چطوری تو؟
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
اوه! خوبم... خیلی خوبم... خوبم... بم... بم! دارم می میرم!
رُخ بپوشان که وقتِ دیدن نیست...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
جنون فصلی نو در حیات آدمی بود. آمیختگیِ خواستن و حیرت نتوانستن، خلایی در زندگی درانداخت که هیچ چیز پر اش نمیکرد جز دیوانگی. نزاع و کشمکش در زندگی آدمها پرتوهایی از همین دیوانهسری هاست. مدّتهاست که زندگی در چارچوب همین حالات متعارض گیر افتاده و گاهی معنایش را در آن میجوید. خوی دیوانگی و منش جنون، ابت...
حکم ازلی این بود...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
همیشه کسانی هستندکه در نهایت دلتنگینمی توانیم آنها را در آغوش بگیریمبدترین اتفاق شاید همین باشد..."ایلهان برک" پ.ن: قطعا بدترین اتفاق... :(
حاصل بوسه های تو
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
این دیگه چه وضعیتیه؟! وسط تابستون آدم دلش زمستونو میخواد و وسط زمستونم دلش پر میزنه واسه شبای تابستونی... مسخره شو درآوردیم ما آدما... به قرآن!
سرگرم تاج سوخته ام... بر سری که نیست!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
شاید هیچ گاه نتوانیم آنچه میان دلمان جاریست را برای غیر شرح دهیم. نظام این پوشیدگی در حریر استعارهی خود یک راز بزرگ را بنیان میگذارد. حرف هایی که ارزش خود را از نهان شدنشان وام گرفتهاند، فرضهای باطل را به شدّت دامن میزنند. توهّمات ریشه دوانده مابین افکار زندگی روزمرّه گریبان اندیشه را میگیرد و امان ...
ما خیلی باحالیم... خیلی!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:06
"تنها" همراه این شبهای نه چندان سرد امّا دلگیر همین فلاسک چاییست که هر چند دیقه یک بار صدایی از سر دل-تنگی سر میدهد! بیچاره ما!
آوردیمش! آوردیمش!
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 16:26
دست خودمون نیست.زندگی از یه جایی خودش شروع میکنه و یه جورایی خودش هم تموم میکنه.به هر حال آدم نباید بددهن باشه!
بالِ پرواز ابر، چشمِ تر است...
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 16:26
این روزها، سختترین لحظههای عمر مناند. روزهایی پراضطراب و لحظههایی با استرسهایی تمام نشدنی. برخوردهایی عجیب و تحمّل ناپذیر و حرفهایی آزاردهنده که بیپروا به سمت من شلیک میشوند. ما بین اینهمه حرف و نگاه و رفتار، تقریباً کم آوردهام. من لابلای روزمرگیِ این عصر سختگیر، گیرِ مُشتی عقدهای افتادهام. لحنِ طلب...
سوزناک افتاده چون پروانه ام در پای تو
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 16:26
از شعبده باز هم کاری ساخته نیست گیرم طناب بکشد از دل من تا دل تو گیرم با دست هایی به پهلو باز که معلوم نیست برای حفظ تعادل است یا برای بغل کردن تو تمام طناب را راه بروم و نیفتم از دهان تو! گیرم گرم بنوشی ام گرم بپوشی ام گرم ببوسی ام گرم تر... یا گیرم این لبخندِ گرم ِکج ات بحث انگیزترین تابلوی نقاشیِ...