خرید بک لینک
اوه! خوبم... خیلی خوبم... خوبم... بم... بم!

دارم می میرم!

برچسب: چطوری,تو؟, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

جنون فصلی نو در حیات آدمی بود. آمیختگیِ خواستن و حیرت نتوانستن، خلایی در زندگی درانداخت که هیچ چیز پر اش نمیکرد جز دیوانگی. نزاع و کشمکش در زندگی آدمها پرتوهایی از همین دیوانهسری هاست. مدّتهاست که زندگی در چارچوب همین حالات متعارض گیر افتاده و گاهی معنایش را در آن میجوید. خوی دیوانگی و منش جنون، ابتدای راه آزادی ست. آزادی از بند دنیا... ما مدّتهاست قدم در راه آزادی گذاشتهایم...چیزی جلودار ما نخواهد بود... بسم الله مجریها و مرسیها!

برچسب: رُخ,بپوشان,وقتِ,دیدن,نیست, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

همیشه کسانی هستند
که در نهایت دلتنگی
نمی توانیم آنها را در آغوش بگیریم
بدترین اتفاق شاید همین باشد...

"ایلهان برک"

پ.ن: قطعا بدترین اتفاق... :(

برچسب: حکم,ازلی,این,بود, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

این دیگه چه وضعیتیه؟! وسط تابستون آدم دلش زمستونو میخواد و وسط زمستونم دلش پر میزنه واسه شبای تابستونی... مسخره شو درآوردیم ما آدما... به قرآن!

برچسب: حاصل,بوسه,های, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

شاید هیچ گاه نتوانیم آنچه میان دلمان جاریست را برای غیر شرح دهیم. نظام این پوشیدگی در حریر استعارهی خود یک راز بزرگ را بنیان میگذارد. حرف هایی که ارزش خود را از نهان شدنشان وام گرفتهاند، فرضهای باطل را به شدّت دامن میزنند. توهّمات ریشه دوانده مابین افکار زندگی روزمرّه گریبان اندیشه را میگیرد و امان از این همه حرفهای نزدهی تلمبار شده بر سر هم... چه وسعت دلی میطلبد این انبوه خاطرات انباشته بر هم... همان روزهای نه چندان دوری که در کشاکش خودخواهیها و شک قربانی مُشتی تظاهر و ریاکاری شدند. بیچاره من! همین من که ناگزیر از آنچه گذشت، به امید فرداهای نیامده دل خوش کرده... با سکوتی لبالب ازادامه مطلب

برچسب: سرگرم,تاج,سوخته,سری,نیست, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

"تنها" همراه این شبهای نه چندان سرد امّا دلگیر همین فلاسک چاییست که هر چند دیقه یک بار صدایی از سر دل-تنگی سر میدهد! بیچاره ما!

برچسب: خیلی,باحالیم,خیلی, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:06

دست خودمون نیست.
زندگی از یه جایی خودش شروع میکنه و یه جورایی خودش هم تموم میکنه.
به هر حال آدم نباید بددهن باشه!

برچسب: آوردیمش آوردیمش دست دوماد سپردیمش,آوردیمش آوردیمش دست دوماد سپردیمش جناب خان,آوردیمش آوردیمش جناب خان,آهنگ آوردیمش آوردیمش,دانلود آهنگ آوردیمش آوردیمش, نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:26

این روزها، سختترین لحظههای عمر مناند. روزهایی پراضطراب و لحظههایی با استرسهایی تمام نشدنی. برخوردهایی عجیب و تحمّل ناپذیر و حرفهایی آزاردهنده که بیپروا به سمت من شلیک میشوند. ما بین اینهمه حرف و نگاه و رفتار، تقریباً کم آوردهام. من لابلای روزمرگیِ این عصر سختگیر، گیرِ مُشتی عقدهای افتادهام. لحنِ طلبکارانهی اطرافیان، ماهیت آدمیزادی را هم انگار زیر سؤال میبرد. همه چیز خوب است جز رفتار و تحرکات من. همه چیز درست است جز نوع فکر کردن من. اینجا دقیقاً چه خبر شده؟! کاش در بین اینهمه سکوت، غرق همان تاریخِ گذشتهی از دست رفته میشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:26

از شعبده باز هم کاری ساخته نیست گیرم طناب بکشد از دل من تا دل تو گیرم با دست هایی به پهلو باز که معلوم نیست برای حفظ تعادل است یا برای بغل کردن تو تمام طناب را راه بروم و نیفتم از دهان تو! گیرم گرم بنوشی ام گرم بپوشی ام گرم ببوسی ام گرم تر... یا گیرم این لبخندِ گرم ِکج ات بحث انگیزترین تابلوی نقاشیِ قرن بعد شود با این ها چیزی از قدِ تنهایی های من آب نمی رود و هنوز شب ها روی شعرها از این پهلو... به آن پهلو... ... برای دوست داشتنت لبخندهایت را نه دلت را لازم دارم! "مهدیه لطیفی" نوشتن برای تو، لذتی ست که خودت هم آن را تجربه نکرده ای...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رضایی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:26

صفحه بندی