
شاید هیچ گاه نتوانیم آنچه میان دلمان جاریست را برای غیر شرح دهیم. نظام این پوشیدگی در حریر استعارهی خود یک راز بزرگ را بنیان میگذارد. حرف هایی که ارزش خود را از نهان شدنشان وام گرفتهاند، فرضهای باطل را به شدّت دامن میزنند. توهّمات ریشه دوانده مابین افکار زندگی روزمرّه گریبان اندیشه را میگیرد و امان از این همه حرفهای نزدهی تلمبار شده بر سر هم... چه وسعت دلی میطلبد این انبوه خاطرات انباشته بر هم... همان روزهای نه چندان دوری که در کشاکش خودخواهیها و شک قربانی مُشتی تظاهر و ریاکاری شدند. بیچاره من! همین من که ناگزیر از آنچه گذشت، به امید فرداهای نیامده دل خوش کرده... با سکوتی لبالب از...
ادامه مطلب